الفيض الكاشاني

280

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

پس پيامبر ( ص ) فرمود : « حرفتان را بگوييد ولى شيطان هواى نفسانى شما را نيارايد و عقلتان را نبرد . » « 41 » اين حديث اشاره است به اين كه زبان هر گاه در ستايش ديگران رها شود اگر چه سخن صواب باشد ، بيم آن مىرود كه شيطان عقلش را به ستايش زايدى كه نيازى به آن نيست سوق دهد . ابن مسعود گويد : شما را از سخن زايد بر حذر مىدارم پس آن سخنى كه حاجت انسان را بر آورد كافى است . از مجاهده نقل شده كه گويد : « براستى كه سخن نوشته مىشود حتّى اگر شخصى فرزند خود را ساكت كند و به او بگويد : به زودى برايت چنين و چنان مىخرم يك دروغ برايش نوشته مىشود » . مىگويم : از طريق راويان شيعه چنين دروغى مجاز شمرده شده است . « 42 » غزالى گويد : حسن گفت : اى فرزند آدم نامه‌اى برايت گشوده شده و دو فرشته بزرگوار بر آن گماشته شده‌اند و كار تو را مىنويسند ، هر كار خواهى انجام بده بسيار يا كم . روايت شده كه سليمان بن داود ( ع ) يكى از ديوهاى خود را گسيل داشت و چند نفر را فرستاد كه رفتارش را بنگرند و به او خبر دهند . پس به سليمان گزارش كردند كه ديو از بازار گذشت در حالى كه سر بر آسمان برداشت و به مردم نگريست و سرش را تكان داد . سليمان علّت را از او پرسيد ؛ او گفت : از فرشتگان به شگفت آمدم كه بر بالاى سر مردم بسرعت مطالبى مىنوشتند ، و فرشتگانى كه پايين‌تر از آنها بودند با شتاب آن مطالب را ديكته مىكردند .

--> ( 41 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا در الصمت روايت كرده چنان كه در المغنى آمده است . ( 42 ) اين حديث را كلينى در كافى ، ج 2 ، ص 342 ، به شمارهء 18 از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : گويندهء هر دروغى روزى مورد سؤال واقع مىشود مگر در سه مورد : مردى كه در جنگ خود به دروغ فكر كند كه اين دروغ گناهش از او برداشته شده يا مردى كه ميان دو نفر آشتى برقرار كند و با هر كدام به نوعى برخورد مىكند تا آنها را آشتى دهد ، يا مردى به خانواده‌اش وعده‌اى دهد و قصد وفا كردن ندارد »